این شبها شهر رفسنجان تماشاییست/شهر فریاد میزند «محال است تَن به ذلّت دهیم»

شایوردنیوز، زنان کفنپوش آمدهاند، زنانی که پا به پای مردان برای جهاد آماده شدهاند.
دهه نودیها فریاد میزنند «مرگ بر اسرائیل» «مرگ بر آمریکا» همان دهه نودیها که آینده ایران هستند و دشمن با فریاد همین دهه نودیها آرزوهایش را به گور خواهد برد. دهه نودیها که فضای مجازی را به فضایی حقیقی پر از ترس و وحشت برای دشمن به تصویر کشیدهاند.






دهه هشتادیها پرچم ایران و عکس رهبر شهید را در دست گرفتهاند و فریاد میزنند «خیبر خیبر یا صهیون حریفت منم».
پیرمردان و پیرزنان با اشکهایی که در چشمانشان حلقه زده و بر گونههایشان سُر میخورد، هشت سال دفاع مقدس و رزمندگان را به یاد میآورند که فرزندانشان را راهی جبهه میکردند.




هنرمندان قلم به دست، مشق عشق میکنند و عکاسان و خبرنگاران که هر چه این لحظهها را به تصویر میکشند باز هم قلم و دوربین آنها توان اینهمه به تصویرکشیدن عشق به وطن و سوگواری رهبر شهید و شهدای جنگ آمریکایی_اسرائیلی را ندارد.
دختران دبستانی به یاد فرشتههای میناب شمع روشن میکنند.






کاروانهای خودرویی که شعار هیهات منا الذله را در خیابانهای شهر فریاد میزنند و پرچم ایران را در آسمان شب به اهتزاز درمیآورند که به دشمن بگویند ایرانی خسته نیست.





این شبها رفسنجان تماشایی است، از میدان سردار شهید سلیمانی تا خیابانهای شمال و جنوب شهر رفسنجان یکصدا فریاد میزنند ما ایستادهایم زیر باران موشکهای دشمن، اللهاکبر… ما به مانند شهرکنشینان صهیونیستی نیستیم که در پناهگاهها از ترس میلرزند.












پیر، جوان، کودک، خردسال و نوجوان با فریاد میگویند، آن آقایی که در کاخ سفید نشسته است و میگفت، مردم ایران خواستار تغییر نظام هستند و چهار روزه ایران تسلیم میشود، مشاورانش را تغییر دهد و تصویر واقعی ایران را این شبها در میادین و خیابانهای شهر ببیند و از کارشناسان سیاسیاش بخواهد که این حضور مردم را در شرایط جنگی و فریادهای انتقام را تفسیر کنند، زیرا این آقا چندان فهم سیاسی ندارد و احمقانه به حرفهای عدهای وطن فروش گوش میکند.
این شبها شهر رفسنجان تماشاییست..
شهر فریاد میزند محال است تَن به ذلّت دهیم…



عکاس: سعیده بازمانده
نویسنده: فاطمه ملایی




