اجتماعیاخبارایران و جهانعلمی و آموزشیویژه

هیمنه موشکی در هندسه شبکه‌ای؛ضرورت اقتدار در زیرساخت‌های فناوری اطلاعات

یادداشت مدیرمسئول: هادی بحرانی 
روزنامه‌نگار و عضو انجمن روابط‌عمومی ایران

شایوردنیوز، «در حالی که جهان توسعه‌یافته با اتکا به «بزرگراه اطلاعاتی»، در حال ترسیم هندسه قدرت قرن بیست‌ویکم است، عبور از انفعال تدافعی به سمت تسلط زیرساختی در شبکه های ارتباطی و اطلاعاتی، نه یک انتخاب، که ضرورتی برای بقا و کنشگری فعال در معادلات قدرت منطقه‌ای است.»

در میانه دهه نود میلادی، هنگامی که جهان هنوز در حال هضم پیامدهای فروپاشی نظم دوقطبی بود، در واشنگتن تصمیمی اتخاذ شد که هندسه قدرت در قرن بیست‌ویکم را از نو ترسیم کرد. در پی طرح نظریه «زیرساخت ملی اطلاعات» (NII) توسط آل گور، معاون اول وقت بیل کلینتون، و ارتقای آن به سطح بین‌المللی در اجلاس‌هایی نظیر کنفرانس توسعه ارتباطات در تونس و اجلاس سران جی۷، ایالات متحده تصمیمی متهورانه گرفت: اختصاص حدود ۱۱ درصد از اعتبارات و جهت‌گیری‌های راهبردی به بازآفرینی و توسعه زیرساخت‌های ارتباطات و فناوری اطلاعات (ICT). آمریکایی‌ها با درک ماتریس قدرت در عصر پساصنعتی، زودتر از دیگران دریافتند که در فردای جهان، تسلیحات سنتی بدون «بزرگراه اطلاعاتی» و کنترل خطوط انتقال بیت‌ها، فلج خواهند شد. آن‌ها خاکریزهای آینده را نه در مرزهای جغرافیایی، که در سرورها، فیبرهای نوری زیردریا و لایه‌های شبکه بنا نهادند.

امروز، در شرایط پیچیده نبرد هیبریدی، عیار این تصمیم راهبردی بیش از هر زمان دیگری نمایان است. متأسفانه ما در دهه‌های گذشته، فناوری اطلاعات را نه به عنوان یک فرصت تمدنی، بلکه عمدتاً از دریچه «تهدید و هجمه» نگریستیم. این تفسیر نادرست، سیاست‌گذاران ما را به جای «رقابت و پیش‌دستی»، در لاک دفاعی و رویکرد انفعالی فرو برد. ما به جای تعمیق در زیرساخت‌ها، درگیرِ پوسته شدیم و از اصلِ ماجرا بازماندیم.

ایران در تمام این سال‌ها واجد دو پیش‌شرط طلایی برای تبدیل شدن به قطب بلامنازع فناوری منطقه بود: نخست، ظرفیت عظیم انسانی که شاهد حضور برخی نخبگانمان در قوه انسانی همان دکترین آمریکایی بودیم؛ و از طرفی وجود منابع گسترده مالی و موقعیت ژئوپلیتیک استثنایی که می‌توانست ما را به میزبان زیرساخت‌های منطقه‌ای و جهانی بدل کند.

پرسش کلیدی اینجاست؛ چرا ما توانستیم در حوزه نظامی با «هیمنه موشکی»، دشمن را به حاشیه برانیم و موازنه قدرت را تغییر دهیم، اما در حوزه فناوری با «هندسه شبکه‌ای»، نتوانستیم این قدرت را بازتولید کرده و میزبانی زیرساختی منطقه را از آنِ خود کنیم؟ اگر امروز همان نگاهِ استراتژیکِ «مبتنی بر پیش‌دستی» در حوزه شبکه نیز جاری بود، نه‌تنها بسیاری از فرصت‌ها از چنگ دشمن خارج می‌شد، بلکه پیوندهای راهبردی ارزشمندی با همسایگان خلق می‌کردیم.

زیرساخت ارتباطات، تزئینات توسعه نیست؛ استخوان‌بندی حاکمیت ملی است. نگاه مسئولان باید از روزمرگی و سطح‌نگری عبور کرده و به عمق ژئوپلیتیک سایبری و فناوری اطلاعات متمرکز شود. پیروزی در نبردهای فردا در گرو شجاعت در سرمایه‌گذاری بنیادین، اعتماد به سرمایه انسانی وطنی و بازتعریف دکترین امنیت ملی بر پایه «اقتدار زیرساختی و تسلط بر شبکه» است؛ پیش از آنکه پنجره‌های فرصت تاریخی برای همیشه بسته شوند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا