یادداشت مدیرمسئول|سفرههای لرزان در سایهی کوههای مس

یادداشت مدیرمسئول: هادی بحرانی | روزنامهنگار و عضو انجمن روابطعمومی ایران
شایوردنیوز_یادداشت/نگاهی به هندسهی ترکیب سهامداران شرکت ملی صنایع مس ایران (فملی)، بیش از آنکه بازگوکنندهی اعدادی خشک و ارقام متداول بورس باشد، روایتگر یک «امانتداری سنگین» و میثاقی اخلاقی است. وقتی به صدر جدول مالکیت خیره میشویم، عدد ۳۶/۱۷ درصد بیش از هر شاخص دیگری خودنمایی میکند: «سهام عدالت» و پس از آن سهام عرضه شده در بورس به میزان ۱۶/۷۹ درصد و سهام فرهنگیان و بیمه روستائیان و اعشایر ۲/۸۲ درصد . این ارقام معنادار، گویای آن است که بیش از نیمی از این دژ معدنی، نه در سیطرهی دولت به معنای انتزاعی آن است و نه در یدِ قدرت کارتلهای اقتصادی؛ بلکه متعلق به نجیبترین قشر جامعه است. برای این سهامداران، «سود سهام» نه یک عدد تزیینی در سبد سرمایهگذاری، که دقیقاً به معنای «تابآوری در برابر تندباد تورم» و «تأمین معیشت» است.
مدیریت بر لبهی تیغ اخلاق
آقایان مدیر! زمان آن رسیده است که از توهم «حیاتخلوت بودن مس» برای آزمون و خطا یا توزیع رانت، بهطور قطعی فاصله بگیرید. هر تصمیمی که در اتاقهای شیشهای شما اتخاذ میشود—از انعقاد قراردادهای کلان توسعهای تا هزینههای جاری و تشریفاتی—بهطور مستقیم بر روی تراز نهایی سود هر سهم (EPS) و به تبع آن، بر سفرهی مردم اثر میگذارد. ریال به ریال زیانی که از دل بیتدبیری یا اهمال برخیزد، از جیبِ آن بازنشسته، آن روستایی و آن کارگری کسر میشود که سهام عدالت تنها تکیهگاه نقدشوندهاش در تلاطمهای زندگی است. مدیریت در «مس»، نه یک «پوزیشن سیاسی»، که یک «جهاد اقتصادی» است؛ چرا که شما امانتدار نانی هستید که قرار است بر سر سفرهی مظلومترین اقشار این جامعه بنشیند.
عرقریزان مقدس؛ از کوره تا خونه
خطاب به بدنهی ارجمند کارشناسی و کارگری؛ از مهندسِ ناظر در قلب گودال معدن تا کارگری که در مجاورت کورههای ذوب، حرارتِ طاقتفرسا را تاب میآورد: بدانید که خروجی دسترنج شما، صرفاً شمشهای براق مس برای صادرات نیست. شما در حال صیانت از سرمایهی مردمی هستید که خود توان استخراج این کانی را ندارند، اما چشم به همت و غیرت شما دوختهاند. این پندار که «شرکت متعلق به دولت است، پس بهرهوری یا هدررفت آن تفاوتی ندارد»، یک خطای استراتژیک و یک گناه نابخشودنی صنفی است. در جغرافیای شرکت ملی مس، «دولت» به معنای مالکیتی محض وجود خارجی ندارد؛ آنچه هست، «بیتالمال» در عریانترین و حساسترین شکل ممکن است.
مس؛ دارایی مشاع ایرانیان
جامعه و افکار عمومی باید بدانند که شرکت ملی مس، صرفاً یک بنگاه اقتصادی محصور در کرمان یا آذربایجان نیست. این شرکت، قلب تپندهی اقتصاد معیشتی میلیونها سهامدار عدالت است. هر نوع دستاندازی به منابع این شرکت یا افت بهرهوری در آن، نه آسیب به بدنهی حاکمیت، که دستبرد به «حقالناس عمومی» است. مدیری که بهرهوری را قربانی مصلحتسنجی میکند و کارگری که از دقت حرفهای خود میکاهد، باید بداند که لرزه بر ستون معیشت خانوادههایی میاندازد که مس شاید تنها پناهگاه اقتصادیشان باشد.
در صنعت مس، مدیری که بهرهوری را فدای مصلحت میکند و کارگری که از دقت کار میکاهد، باید بداند که لرزه بر ستون معیشت خانوادههایی میاندازد که مس شاید تنها پناهگاه اقتصادیشان باشد. فراموش نکنیم: مس، فقط معدن نیست؛ امتحان اخلاقی ما در قبال اعتماد عمومی است.




