پشت نام مصطفی، یک مکتب حسینی ایستاده است

یادداشت مدیرمسئول: هادی بحرانی
روزنامهنگار و عضو انجمن روابطعمومی ایران
شایوردنیوز_یادداشت، سالها کار رسانهای و فعالیت اجتماعی به من آموخته است حقیقت را نباید در موجهای پر سر و صدا و تیترهای زودگذر جستوجو کرد. حقیقت، بیشتر وقتها در منش آدمها پنهان است؛ در جزئیات رفتاری که دیده نمیشود، اما سرنوشت میسازد. بعضی خانوادهها یک چیز را از همان ابتدا در جان آدم حک میکنند: احترام به مردم، حساسیت به حقالناس، و ترسِ سالم از نزدیک شدن به بیتالمال.
روایتی که از سردار حاج حسین فیض مانده، از همین جنس است. فرماندهای با سابقه میدانهای سخت؛ از کردستان تا عملیاتهای بزرگ، با مسئولیتهایی سنگین و نامی شناختهشده. اما آنچه در نقل همرزمان و نزدیکانش پررنگتر از هر عنوانی تکرار میشود، بیادعایی است. میگویند جانباز ۸۰ درصد بود، اما تا لحظه شهادت در خرداد ۱۳۹۷ حاضر نشد برای خودش پرونده جانبازی تشکیل دهد. اهل سهمخواهی نبود. از امکانات هم اگر میتوانست بهره ببرد، نمیگذاشت ذرهای از بیتالمال به مصرف شخصی نزدیک شود. میان مردم میایستاد و گره کارشان را باز میکرد؛ نه پشت میزهای دور، نه در قابهای تشریفاتی.
و شاید ماندگارترین بخش این روایت، نه صحنههای جنگ، که صحنههای خانه باشد؛ همان مردِ میدان، در خانه کنار پدر و مادرش مثل یک فرزند مسئول میایستاد. از کارهای سادهای که خیلیها از آن فرار میکنند، شانه خالی نمیکرد. اینجاست که آدم میفهمد بزرگی همیشه با صدای بلند اعلام نمیشود؛ گاهی در کارهایی است که کسی نمیبیند، اما آدم را «آدم» میکند.
دکتر سید مصطفی فیض، مدیرعامل شرکت ملی صنایع مس ایران، برادرزاده همین سردار است. این نسبت، فقط یک پیوند خانوادگی نیست؛ نشانهی یک تربیت است. خانوادهای که در آن پاکدستی، شعارِ پشت تریبون نیست؛ قاعدهی زندگی است. خانوادهای که حساسیت نسبت به حق مردم را مثل میراث منتقل میکند؛ میراثی که نه در حرف، که در عمل فهمیده میشود.
صنعت مس، صنعت یک شهر یا یک استان نیست؛ سرمایه ملی است، اما برای مردم رفسنجان حیاتیتر از هر جاست. مدیریت این صنعت اگر قرار است به اعتماد مردم تکیه کند، باید از همان جنس باشد: کمحرف، پرکار، و حساس به بیتالمال.
وقتی به عملکرد یکسال گذشته دکتر فیض نگاه میکنیم، میشود رد همان تربیت را در نوع مدیریت دید: مدیریت مبتنی بر مسئولیت، نه مبتنی بر جنجال. در این مدت، با تمرکز بر بهبود ساختار حکمرانی و نظم تصمیمگیری، تولید مس محتوا و کنسانتره از برنامه جلو زده است. شاخص بازدهی سهام شرکت نیز حدود ۱۴۷ درصد افزایش یافته؛ عددی که اگرچه همه حقیقت نیست، اما نشانهای است از جهت حرکت و اعتماد بازار به کارآمدی. در کنار اینها، پیگیری چالشهای سختتری مثل تأمین انرژی و برقرار کردن اتصال واقعی میان اکتشاف و استخراج، دقیقاً همان چیزی است که یک صنعت بزرگ را از روزمرگی نجات میدهد: حل مسئله، نه تولید خبر.
البته حاشیه همیشه هست؛ بهخصوص در صنعتی به بزرگی مس. گاهی هم عدهای تلاش میکنند فضا را غبارآلود کنند تا اصلِ کار دیده نشود. اما واقعیت کف میدان معمولاً سادهتر و روشنتر از هیاهوست: تلاش برای توسعه پایدار، حفظ اشتغال موجود و فکر کردن به اشتغالزایی جوانان منطقه. این مسیر با شعار جلو نمیرود؛ با تصمیم درست، صبوری و کارِ پیوسته جلو میرود.
آینده را نه حاشیهها میسازند، نه دو قطبیها؛ آینده را همان دستهای بیادعا میسازند که کار را جلو میبرند و دلشان با مردم است.




