عبور از «روابط عمومی ویترینی» به سمت «روابط عمومی مهندسیساز»

یادداشت مدیرمسئول: هادی بحرانی/دانشجوی کارشناسی ارشد روابط عمومی
شایوردنیوز، در فضای پرتنش و حساسِ صنایع مادر، جایی که هر تصمیم، موجی بزرگ در اقتصاد ملی و افکار عمومی ایجاد میکند، «روابط عمومی» دیگر نه یک واحد تشریفاتی که یکی از ستونهای استراتژیکِ بقا و توسعه است.
شرکت ملی صنایع مس ایران، به عنوان قلب تپنده اقتصاد معدنی کشور نمیتواند به شیوه سنتی، منفعل و «برپایه سلیقه» در دنیای رسانهها و ذینفعان حرکت کند. زمان آن رسیده که بپرسیم: آیا روابط عمومی ما یک «واحد تولیدِ خروجی» است یا یک «مرکز مدیریت ادراکِ دادهمحور»؟
همسویی با چشمانداز دکتر فیض اردکانی، فراتر از «بازنشرِ بیانیه» ایشان «پوشش همایشها» و «چاپ گزارشهای رنگی عملکرد» است؛ همسویی یعنی «ترجمه راهبردهای کلان سازمان به زبانِ ذینفعان». یعنی اگر تمرکزِ مدیریت بر بازنگری در وضعیت تولید، افزایش بهرهوری و حرکت به سمت نوآوری در صنعت مس از یک سو و تسریع در پیشبرد و تکمیل پروژههای در دست اجرا از سوی دیگر است، تحقق چنین اهدافی نیازمند یک پیوست ارتباطی دقیق و دادهمحور است. اینجاست که نقش روابط عمومی از یک واحد اجرایی به یک بازیگر راهبردی ارتقاء پیدا میکند.
روابط عمومی شرکت ملی صنایع مس ایران باید بتواند روایت دقیق و مستند از مسیر بهبود تولید و نوآوری صنعتی ارائه دهد؛ روایتی که مبتنی بر داده، تحلیل و شناخت دقیق از فضای رسانهای و افکار عمومی باشد. در شرایطی که صنعت مس بهطور مستقیم با اقتصاد ملی، بازار سرمایه، جوامع محلی و سیاستهای توسعه صنعتی کشور پیوند خورده است، مدیریت حرفهای در ساخت «روابط عمومی مهندسی ساز» اهمیتی دوچندان پیدا میکند.
روابط عمومیِ «مس» برای عبور از وضعیت موجود، نیاز به یک جراحی ساختاری دارد. تکیه بر ابزارهای نوین، گذار از «خبرنویسیِ صرف» به «تولیدِ محتوایِ تحلیلگر» و از همه مهمتر، پیوندِ ناگسستنی با بخشِ تحقیق و توسعه و اتاقِ فکرِ شرکت، لازمه این تحول است.
در دنیای سیاستگذاریِ کلان، روابط عمومی ضعیف، «دشمنِ بالقوه» است و روابط عمومی هوشمند، «بزرگترین دارایی». وقت آن است که در شرکت ملی صنایع مس ایران، ترازویِ عملکردِ روابط عمومی را نه با تعداد اخبار تولیدی که با «شاخصهای نفوذ» و «ضریبِ همسویی با اهدافِ کلانِ شرکت» بسنجیم. روابط عمومی ویترینی برای صنعت مس یک تجملِ گرانقیمت است که دیگر فرصتی برای آن باقی نمانده است.




