قرار شبانه چهلوچهارم میدان سردار شهیدسلیمانی رفسنجان «آه از داغ فرشتگان میناب»
گزارش تصویری قرار شبانه چهلوچهارم

شایوردنیوز، این صدا در قرار شبانه چهلوچهارم میدان سردار شهیدسلیمانی رفسنجان انعکاس پیدا میکند، «مادران دهه هفتادی مادر شهید شده و دهه نودیها شهید شدهاند.»
وقتی جلو رفتم از مادر زهرا و مادر امیرعلی عکس بگیرم، خودم خجالت کشیدم با خودم گفتم، ما خبرنگاران بعضی مواقع اصلا موقعیت و حال طرف مقابل را درک نمیکنیم، الان این دو مادر داغدار داشتند صحبت میکردند، باید متوجه شده باشی که نمیتوانند حرف بزنند، به خودم نهیب میزنم اصلا یعنی چه شما خبرنگاران وقتی به کسی میرسید میخواهید مصاحبه کنید! وقت برای مصاحبه کردن زیاد است، درک موقعیت برای همیشه نیست. ما از این داغ جانسوز شکستیم، وای به حال این مادران جوان!
چهل روز گذشته است اما هر روز آن برای این مادران داغدار قرنها گذشته است، این مادران هنوز منتظر هستند که زهرا و امیرعلی از مدرسه برگردند تا به آنها نهار بدهند و شب بگویند که مشقهایتان را بنویسید که صبح زود باید بروید مدرسه، اما این صبح زود دیگر تکرار نشد، زنگ مدرسه زده نشد، مدرسه دیگر نه زنگ داشت، نه سقف و دیوار و نیمکت و…مدرسه آواری شد که جای جای آن قطرات خون ریخته است.
مادر زهرا انصاری و امیرعلی حسنزاده را در آغوش گرفتم، فقط روح بودند و جان نداشتند،حق دارند مگر چند سال دارند که باید چنین داغ سنگینی را تحمل کنند اما آنها مانند کوه باصلابت ایستادهاند. مادر دانشآموز شهید امیرعلی حسنزاده در اجتماع مردم رفسنجان میگوید: «در میدان بمانید، میدان را ترک نکنید، با زدن مدرسه شجره طیبه میناب ما را ضعیف نکردهاند بلکه ما قویتر شدهایم.»





شب گذشته مادران رفسنجانی با مادر امیرعلی و زهرا همدردی کردند، اشکها جاری شد و از آن روز که خبر موشکباران مدرسه شجره طیبه میناب مخابره شد، همه داغدار شدیم، گریستیم، شکستیم، ایران گریست، جهان گریست، جنایت جنگی در حق فرشتههای کوچکی که فقط دانشآموز بودند…مدرسهشان نه شهر موشکی بود و نه پادگان و…
آسمان و زمین گریست، آه از این داغ، خاک سرد چگونه توانست بدنهای کوچک و نحیفتان را در آغوش بگیرد.
عکاس: سعیده بازمانده
نویسنده: فاطمه ملایی





















