اجتماعیاخبارایران و جهانسیاسیویژه

قرار شبانه سی‌وهفتم میدان سردار شهیدسلیمانی رفسنجان «روایت مسافران بهشتی»

گزارش تصویری از قرار شبانه سی‌وهفتم

شایوردنیوز، قرار شبانه سی‌وهفتم در میدان سردار شهیدسلیمانی، روایت احمدها، محمدها، علی‌ها، حسین‌ها و…است. روایت دانش‌آموزانی که دست به شناسنامه‌ها بردند تا سن‌شان را بیشتر نشان دهند، کوله‌پشتی‌هایشان را برداشتند، پوتین‌ها را پوشیدند و بدون خداحافظی از مادر رفتند تا خود را به عملیات‌ها برسانند.

عکس‌ها در دستان مادران، خواهران، برادران و دوستان با غرور گرفته شده‌اند و هر عکس روایتی دارد. روایت یک عملیات، خاکریز، پیش‌روی تا خاک دشمن، عبور از هور و اروند و حمله و دفاع از خاک. روایت پسر بچه نوجوانی که هنوز ۱۴ سالش نشده بود، قصه تازه دامادی که عروسش را تنها گذاشت و پدری که فرزندش متولد شد اما هرگز دخترش را ندید و فرزندی که جنازه‌اش هم نیامد و مادر هر روز اسفند دود می‌کند تا شاید نام و نشانی از پسرش بیاورند.

بوی بهشت در میدان سردار شهیدسلیمانی پیچیده است، گل‌ها یکی یکی شکوفا شده‌اند و بوی عطرشان به مشام می‌خورد، گل‌هایی که زود پرپر شدند.

اشک‌ها روی گونه‌ها جاری شده‌ و همه خاطرات مرور می‌شود. مادر و پدری هنوز بعد از چند دهه چشم انتظار هستند تا پسرشان بیاید و او را در آغوش بگیرند و پدری دستش را در میان خاک‌ها جا گذاشت، پدر دیگری شیمیایی شد و فرزندی پایش را در عملیاتی از دست داد تا پای دشمن به این مرزوبوم نرسد و رزمنده‌ای دست دشمن را قطع کرد تا به این آب‌وخاک دست‌درازی نشود و چه روزها گذشت، حماسه‌ها آفریده شد، پیروزی‌ها به ثبت رسید.

مادرها آن روزها را به یاد می‌آورند که پشت رزمندگان، اسفند دود کردند و آب ریختند و پیشانی‌شان را بوسیدند و آن‌ها را فرستادند به جبهه تا جلوی دشمن بایستند و این روزها در حال تکرار است. دانش‌آموزان در مدرسه، فرزندانِ مادرها پای لانچرها و کودکان در خواب زیر موشک‌باران و مردان در میدان جنگ و هنگام خدمت به شهادت می‌رسند و در خاک سرد آرام می‌گیرند، عکس‌ها در قاب‌ها می‌مانند و روبان سیاهی بر روی آن‌‌ها کشیده می‌شود و داغ آن‌ها بر دل یک ملت می‌ماند.

قرار شبانه سی‌وهفتم در میدان سردار شهیدسلیمانی خیلی حرف‌ها داشت، میهمانان عزیزی داشت، خانواده شهدا، جانبازان و ایثارگران آمده بودند تا از دلتنگی‌ها، فراغ و اندوهی بی‌پایان بگویند و عکس‌ها در دست‌‌ها روایت یک عمر دلتنگی و اندوه و فراغ است.

قرار شبانه دوشنبه ۱۷ فروردین‌ماه و در زمان جنگ تحمیلی سوم، جمعیت بی‌شماری آمده بودند تا با خانواده شهدا همدردی کنند و بگویند خیابان را رها نمی‌کنند و پشتیبان سربازان این خاک هستند و قدردان مادرانی هستند که چنین فرزندان شجاعی تربیت کرده‌اند، فرزندان شجاع، باغیرت و دلاور که جنگیدند تا این پرچم بر زمین نماند.

نویسنده: فاطمه ملایی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا