اجتماعیاخبارایران و جهان

روایت دست‌های بخشنده در شب همایش خیریه کوثر

بشری سادات ۷ سال بیشتر ندارد اما با دست‌های کوچکش، گردبندی که زینت بخش این دختر زیباست از گردنش باز و اهداء می‌کند تا تکه‌ای از جهیزیه یک نوعروس نیازمند را با پول گردنبد بشری سادات بخرند تا چراغ خانه زوج جوانی روشن‌ شود.

به گزارش پایگاه خبری شایوردنیوز، چهارمین همایش خیریه کوثر در تالار خیام دانشگاه ولیعصر رفسنجان یک جلسه رسمی و خشک و خالی نبود، لبخند، اشک، تمنا، دست‌ودلبازی و داستان آدم‌های ناشناخته‌ای را روایت می‌کرد تا امید و محبت و سخاوت را در سبدی از جنس نوع‌دوستی بریزند تا در یک شب پائیزی و روز ولادت بانو حضرت فاطمه زهرا س صحنه‌های به یاد ماندنی خلق کنند.

به گفته اکبر رجبی مشهور به عمو اکبر معدن رفسنجان، مردم خیر و نیکوکار آن هستند.

مادری آمده بود‌ تا بخشی از زندگی‌اش را ببخشد او با دستان مهربان و زحمت‌کشیده‌اش پای سند زمین منزلی را در خیابان امام با ۵۰۰ متر مربع مساحت و ۲۰۰ متر زیربنا امضاء کرد و آن را به خیریه بخشید تا گره‌ای از کار نیازمندی باز کند.

آدم‌های دعوت شده در تالار خیام، ۲۰ سری جهیزیه ۱۱۴ میلیون تومانی تا زمین تجاری در خیابان امام به قیمت ۸ میلیارد تومان و دو حلقه ازدواج را بخشیدند و این طومار بخشش با واحد مسکونی ۲۵۰ متر متراژی در خیابان معراج با قیمت ۷ میلیارد تومان، ۶ سرویس ظروف پیرکس و کارگاه فرآوری پسته به ارزش ۵ میلیارد تومان در کشکوئیه و مبالغ نقدی میلیون‌‌ها تومانی و هزاران هدیه ارزشمند میلیاردی ادامه داشت.

خبرنگاران هم سخاوت خود را نشان دادند، دو خبرنگار دو سال همه بازی‌های مس را پوشش داده‌اند و در کنار آن پیراهنی را از این بازی به آن بازی بردند تا بازیکنان و مربیان مشهور فوتبال بر روی پیراهن امضاء کنند تا این پیراهن در شب همایش خیریه کوثر به قیمت دو سری جهیزیه فروخته شود و یا خبرنگار عکاسی که هزینه یک سری جهیزیه را به مبلغ ۱۱۴ میلیون تومان تقبل کرد و خبرنگار دیگری ۲۰ میلیون و مدیرمسئول خانمی که حلقه ازدواجش را هدیه کرد و مدیر مسئول دیگری که ساعت ۷ میلیون تومانی را ۳۰ میلیون خریداری کرد.

اما یک دستبد نقره که قیمت آن ۷-۸ میلیون تومان بود به مزایده گذاشته شد و فرزند شهیدی دستبند را به قیمت یک سری جهیزیه (۱۱۴ میلیون تومان) خریداری کرد و دوباره آن را به صاحبش برگرداند.

تابلوهایی که به مزایده رفت و چندین برابر قیمت اصلی‌شان فروخته شد.

عده‌ای در شب تالار خیام از مال و منال خود بخشیدند اما نامی از خود به جای نگذاشتند…

و لذت، شادمانی و خوشبختی این آدم‌ها با بخشش کامل می‌شود…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا