اجتماعیاخبارایران و جهانحوادثویژه

یادداشت|چاقو دسته‌اش را می‌بُرد

نویسنده: فاطمه ملایی/روزنامه‌نگار

شایوردنیوز_یادداشت/شلوغی شب‌هنگام و راهبندان و بوق ممتد خودرها و صدای عربده و جیغ و داد و بیداد و فحش و کُرکُری خواندن، خیابان را بهم می‌ریزد….چند جوان روبروی یک فروشگاه با مشت و لگد به جان هم افتاده‌اند و به یکباره برق یک تیزی در سیاهی شب برق می‌زند و روی هوا به رقص در‌می‌آید، خون جلوی چشم جوان چاقو به‌دست را گرفته و هر چه قدرت و نیرو دارد جمع می‌کند و خشمش را در قلبی فرو می‌برد، صدای فریادی خاموش می‌شود و ردی از خون روی تیزی می‌ماند.

دو سه نوجوان که سنشان به ۱۵_۱۶ ساله‌ها می‌خورد، روی نیمکت پارک نشسته‌اند و از رشادت و حماسه‌آفرینی‌هایی که در دعوا داشته‌اند صحبت می‌کنند، یکی از آن‌ها که هنوز پشت لبش هم سبز نشده است، دست راستش را در جیب فرو می‌کند و چاقویی از جیبش سُر می‌‌خورد، آن را باز می‌کند و با افتخار می‌گوید:«این چاقو را تازه خریده است و‌ چاقوی خوش دستی‌ست و حتما باید یک همچین چیزی را داشت و اگر چاقو در جیب مرد نباشد، مرد، مرد نیست!»

ترافیک، بوق‌‌هایی که پشت سر هم قطع نمی‌شود، انگار عروس‌کِشان است. صدای دادوفریاد و فحش و ناسزا هم می‌آید، دو راننده جوان با هم درگیر شده‌اند، مشت و لگد نثار یکدیگر می‌کنند، یکی یقه دیگری را گرفته و آن یکی هم تلاش می‌کند خود را نجات دهد، بالاخره با تقلای زیاد موفق می‌شود، خود را از زیر مشت و لگد طرف دعوا بیرون بکشد و با شتاب می‌پرد طرف ماشینش و در را باز می‌کند و از زیر صندلی یک قمه در‌می‌آورد و می‌جهد تا تسویه حساب کند.

خبرگزاری‌ها می‌نویسند: «خبرها حاکی از این است که دیشب در پی نزاع و درگیری در باغات پسته یکی از مناطق رفسنجان، جوانی ۲۰ ساله به قتل رسیده است که متأسفانه این جوان بر اثر جراحات شدید ناشی از ضربات چاقو در بیمارستان جان خود را از دست داد. متأسفانه ۲۰ روز پیش هم جوانی ۱۸ ساله در باغات پسته با ضربات چاقو به قتل رسید.»

خبر می‌رسد، شب گذشته بعد از یک نزاع دسته‌جمعی در یکی از پارک‌های شهر، یک جوان با ضربات چاقو به قتل رسیده است.

فردی به خاطر مطالبه‌ای که از جوانی ۲۸ ساله داشته است، دعوایشان بالا می‌گیرد و با ضربات چاقو جوان را از پای در می‌آورد.

خبر تلخی بر روی خروجی خبرگزاری‌ها می‌رود، پسر ۱۲ ساله‌ای در دعوا بر سر توپ بازی، پدرش را به قتل می‌رساند و خبر قتل هولناک پدر بدست پسر ۱۲ ساله‌اش این هفته همه را بهت زده کرد.

هر روز می‌خوانیم و می‌شنویم که بر سر یک اتفاق ساده و بی‌اهمیت افرادی با هم دعوا کرده‌اند و این نزاع منجر به قتل یک نفر بر اثر ضربات چاقو شده است. متأسفانه امروزه چاقو به عنوان یک سلاح مرگ‌آور در جامعه و جمع‌های دوستانه و حتی خانوادگی استفاده می‌شود و طبق آمار منتشر شده بیش از ۴۰ درصد قتل‌ها در کشور با سلاح سرد، چاقو، دشنه و قمه صورت می‌گیرد که روز به روز به این‌ آمار نگران‌کننده افزوده می‌شود و سن استفاده‌کنندگان از سلاح سرد در جامعه روند رو به کاهشی دارد که حتی دانش‌آموزان هم یکی از انواع سلاح سرد را با خود حمل می‌کنند بدون این‌که از عواقب خطرناک آن مطلع باشند و استفاده از چاقو در میان جوانان و نوجوانان امری عادی تلقی شده است، در حالی‌که این امر آسیب‌های جبران ناپذیری در پی دارد و به‌ سادگی در یک دعوا و نزاعِ لفظی و برخورد ساده از چاقو استفاده می‌کنند و در پایان قتل‌هایی رخ می‌دهد که بر اثر یک لحظه عصبانیت و در دسترس بودن چاقو رخ داده است.

جوانان و نوجوانان اغلب برای قدرت‌نمایی، حس بزرگ شدن و مردانگی و کسب قدرت‌ کاذب و ایجاد رعب و وحشت، تاثیرپذیری از دوستان و فضای مجازی و محیط زندگی، برتری‌جویی و الگوبرداری از مجرمان بزرگسال و ارازل و اوباش،…از سلاح سرد استفاده می‌کنند. هر چند در ماده ۶۱۷ قانون مجازات اسلامی آمده است، هر فردی با چاقو و یا هر وسیله دیگر تظاهر به قدرت‌نمایی کرده و در این حین برای مردم ایجاد مزاحمت کند، به حبس از ۶ ماه تا ۲ سال و تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم می‌شود که در تبصره اضافه شده به این ماده قانونی حمل این سلاح‌ها هم جرم به‌حساب می‌آید. اما در هر صورت مسئله‌ای به مانند چاقوکشی نیاز به تحلیل‌های دقیق روان‌شناختی، جامعه‌شناختی و حقوقی دارد و این‌که آیا قوانین آنطور که انتظار می‌رفته است برای بازدارندگی این جرم بدرستی اجراء شده‌اند؟ اما به روشنی دیده می‌شود باوجود این قانون، حمل چاقو و استفاده از سلاح در جامعه و بالاخص بین نوجوانان و جوانان در حال افزایش است و این نشان می‌دهد که قانون، زندان و حکم تنها عامل بازدارنده نیست و باید قبل از وقوع جرم جامعه را نسبت به عواقب چاقوکشی آگاه کرد.

اما آن‌چه مهم است این‌که خانواده و مدارس، رسانه‌ها، نهادهای عمومی (مراکز مشاوره و بهداشت، سازمان‌های مردم‌نهاد و فرهنگی و شهرداری‌ها) باید نوجوانان و جوانان را نسبت به عواقب شوم استفاده از سلاح سرد آگاه سازند و مهارت‌های زندگی و چگونگی کنترل خشم را در مواجهه با عوامل تنش‌زا به آن‌ها آموزش دهند.

همواره پیشگیری بهتر از درمان است، وقتی بررسی می‌کنیم خیلی از نوجوانان و جوانان بعد از این‌که از چاقو استفاده کرده‌اند و حادثه ناگواری رخ داده است، پشیمان شده‌اند! و آن موقع است که پشیمانی سودی ندارد، خانواده‌ای داغدار می‌شود، جوان و نوجوانی پشت میله‌های زندان می‌رود و بعد پای چوبه دار… و این قصه پایان سیاه و غم‌انگیزی بدنبال خواهد داشت و این‌که چاقو دسته‌اش را هم می‌بُرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا