اجتماعیاخبارایران و جهانویژه

ورشکستگیِ اجتماعی؛ تراژدیِ مرگِ اعتماد در حبابِ سکوت

نویسنده: هادی بحرانی 
روزنامه‌نگار و عضو انجمن روابط‌عمومی ایران

هیچ‌کس در یک شب سرمایه اجتماعی خود را از دست نمی‌دهد؛ همان‌گونه که هیچ‌کس نیز در یک شب محبوب نمی‌شود. سرمایه اجتماعی آرام‌آرام ساخته می‌شود و آرام‌آرام هم فرسوده می‌شود. اما تلخ‌تر از همه این است که این فرسایش، اغلب در سکوت رخ می‌دهد؛ در سکوتی که از خوش‌خیالی، از اطمینان بیش از حد، و از شنیدن صدای اطرافیان شکل می‌گیرد.

آنجا که انسان یا سازمان، در حصار تحسین اطرافیان قرار می‌گیرد، نخستین قربانی، حقیقت است. نقدها کم‌کم به حاشیه می‌روند، ضعف‌ها جدی گرفته نمی‌شوند، و هشدارها به حساب بدبینی، تخریب یا دشمنی گذاشته می‌شوند. در چنین فضایی، آدمی گمان می‌کند هنوز محبوب است، هنوز مقبول است، هنوز سرمایه دارد؛ حال آنکه زیر پوست این آرامش ظاهری، اعتماد عمومی آرام و پیوسته در حال عقب‌نشینی است.

این همان جایی است که خوش‌خیالی به خطای راهبردی تبدیل می‌شود. وقتی فقط صدای تایید را می‌شنویم، دیگر قدرت تشخیص واقعیت را از دست می‌دهیم. اطرافیان، به جای آنکه آیینه باشند، تبدیل می‌شوند به پرده و پرده، هرچند خوش‌رنگ و نرم، هرگز آیینه نیست.

در این میان، رسانه ها و خبرنگاران نقش بسیار مهمی دارند. رسانه ها فقط برای بازتاب خبر نیستند؛ آن ها یکی از مهم‌ترین سازوکارهای حفظ سرمایه اجتماعی اند. خبرنگار با پرسش، پیگیری، تردید و دقت، همان جایی را روشن می‌کند که دوست داریم تاریک بماند. او هشدار می‌دهد، پیش از آنکه بحران رخ دهد. او می‌پرسد، پیش از آنکه اعتماد فرو بریزد. او نشان می‌دهد، پیش از آنکه دیر شود.

هر جا رسانه‌ها جدی گرفته شوند، امکان اصلاح بیشتر است. هر جا خبرنگار شنیده شود، هنوز فرصت بازسازی هست. اما هر جا رسانه‌ها به حاشیه رانده شوند و خبرنگار فقط زمانی خواسته شود که تعریف کند، همان‌جا روند فرسایش آغاز شده است. بی‌توجهی به رسانه ها، در ظاهر شاید آسودگی بیاورد، اما در باطن، سرمایه اجتماعی را می‌خورد. آرام، بی‌صدا و مداوم.

ورشکستگی اجتماعی، ناگهانی نیست. پیش از آنکه آشکار شود، مدت ها در رفتارها، در گفتارها، در بی‌اعتنایی به نقد، و در دل بستن به تعریف اطرافیان رخ داده است. روزی می‌رسد که چشم باز می‌کنیم و می‌بینیم از آن مقبولیتِ سابق، چیزی باقی نمانده است. نه چون یک حادثه بزرگ رخ داده، بلکه چون هشدارها را نشنیده‌ایم، نقدها را جدی نگرفته‌ایم، و رسانه ها را به جای شریک فهم واقعیت، مزاحم دیده‌ایم.

روز خبرنگار، فقط روز تجلیل از یک حرفه نیست؛ روز یادآوری یک حقیقت مهم است:
جامعه‌ای که خبرنگار و رسانه را نادیده بگیرد، در واقع دارد یکی از مهم‌ترین شریان‌های اعتماد خود را قطع می‌کند.

خبرنگار، آنتی‌ویروس جامعه است؛ نه برای پاک کردن خطاها، بلکه برای آشکار کردن آن ها پیش از آنکه همه‌چیز را آلوده کنند. رسانه ها اگر آزاد، جدی و محترم شمرده شوند، سرمایه اجتماعی را می‌سازند و تقویت می‌کنند. اما اگر نادیده گرفته شوند، همان سرمایه را آرام‌آرام به سمت فرسایش و نابودی می‌برند.

پس باید صریح گفت: اعتماد، با تعریف اطرافیان حفظ نمی‌شود؛ با شنیدن صدای رسانه ها و خبرنگاران حفظ می‌شود.
و هر کس این صدا را نشنود، دیر یا زود با حقیقتی سخت روبه‌رو می‌شود که ورشکستگی اجتماعی، پیش از آنکه در بیرون دیده شود، در درون آغاز شده بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا