فرهنگ صرفهجویی؛ سیاستی که بدون اعتماد عمومی شنیده نمیشود

یادداشت مدیرمسئول: هادی بحرانی/دانشجوی کارشناسی ارشد روابط عمومی
شایوردنیوز_یادداشت/در علم ارتباطات یک اصل نسبتاً قدیمی اما همچنان تعیینکننده وجود دارد: مخاطبان پیش از آنکه به «پیام» توجه کنند، درباره «فرستنده پیام» قضاوت میکنند. نظریه «اعتبار منبع» در مطالعات رسانهای دقیقاً بر همین نکته تأکید دارد؛ اینکه میزان اثرگذاری هر پیام، پیش از هر چیز به میزان اعتماد مخاطب به گوینده آن بستگی دارد.
به همین دلیل در جهان امروز، رسانهها بیش از آنکه بر سر سرعت یا حجم تولید محتوا رقابت کنند، بر سر «اعتماد مخاطبان» رقابت دارند. گزارشهای بینالمللی حوزه رسانه نیز نشان میدهد که اعتماد عمومی به یکی از مهمترین شاخصهای قدرت نرم نهادها و سازمانها تبدیل شده است. مخاطبان اعتماد خود را بر اساس شفافیت، صداقت و سازگاری پیام با واقعیتهای ملموس زندگی روزمره میسنجند و بر اساس همین سنجش، درباره اعتبار آنها تصمیم میگیرند.
در چنین فضایی، رسانههای سازمانی نقش پیچیدهتری دارند. این رسانهها از یک سو مأمور روایت سیاستها و عملکرد دستگاهها هستند و از سوی دیگر باید با مخاطبی گفتوگو کنند که طبیعتاً نسبت به پیامهای رسمی با احتیاط بیشتری نگاه میکند. تجربههای ارتباطی در بسیاری از کشورها نشان داده است هرگاه رسانههای سازمانی بیش از اندازه به ادبیات تبلیغی نزدیک شوند، فاصله آنها با اعتماد عمومی بیشتر میشود؛ فاصلهای که در ادبیات رسانهای از آن با عنوان «شکاف اعتبار» یاد میشود.
این موضوع زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که سیاستهای عمومی کشور نیازمند همراهی اجتماعی باشد. وقتی رئیسجمهور بر تقویت فرهنگ صرفهجویی به عنوان یکی از اولویتهای فرهنگی دولت تأکید میکند، روشن است که تحقق چنین هدفی صرفاً با تولید پیامهای رسمی یا انتشار توصیههای اخلاقی ممکن نخواهد شد. تغییر الگوهای مصرف در هر جامعهای، پیش از هر چیز به اقناع افکار عمومی وابسته است و اقناع نیز بدون اعتماد شکل نمیگیرد.
به بیان سادهتر، فرهنگسازی بدون اعتماد، شبیه ارسال پیام از بلندگویی است که صدایش شنیده میشود اما باور نمیشود.
شاید به همین دلیل، مهمترین مأموریت رسانههای سازمانی در شرایط امروز نه افزایش تعداد خبرها و گزارشها، بلکه بازسازی سرمایهای به نام اعتماد عمومی باشد؛ سرمایهای که اگر تقویت شود، پیامهای فرهنگی نیز شانس بیشتری برای تبدیل شدن به رفتار اجتماعی پیدا میکنند. در غیر این صورت، حتی درستترین توصیهها نیز ممکن است در میان انبوه پیامها شنیده شوند، اما جدی گرفته نشوند.




