تعلل در یک انتخاب، تزلزل در سرمایه اجتماعی

نویسنده: هادی بحرانی/ مدیر مسئول_دانشجوی کارشناسی ارشد روابط عمومی
شایوردنیوز_یادداشت/ در سازمانهای بزرگ صنعتی، روابط عمومی (PR) و مسئولیت اجتماعی شرکتی (CSR) دو کارکرد جداگانه اما عمیقاً درهمتنیدهاند که همافزایی میان آنها میتواند به خلق ارزش پایدار برای سازمان و جامعه منجر گردد. در شرکت ملی صنایع مس ایران، بهعنوان یکی از مهمترین بنگاههای اقتصادی کشور، توجه راهبردی به این پیوند نهتنها یک انتخاب، بلکه ضرورتی اجتنابناپذیر است.
در ادبیات علمی “روابط عمومی” بهعنوان پل ارتباطی میان سازمان و ذینفعان تعریف میشود؛ پلی که وظیفه آن ایجاد درک متقابل، اعتمادسازی و مدیریت ادراکات عمومی است. از سوی دیگر، “مسئولیت اجتماعی شرکتی” بر تعهد سازمان به پاسخگویی در قبال پیامدهای اجتماعی، اقتصادی و زیستمحیطی فعالیتهایش تأکید دارد. نقطه تلاقی این دو، جایی است که روابط عمومی میتواند روایتگر، تسهیلگر و حتی طراح راهبردهای مسئولیت اجتماعی باشد.
بدون حضور فعال و توانمند روابط عمومی، بسیاری از اقدامات مسئولیت اجتماعی یا بهدرستی شناسایی نمیشوند یا اثرگذاری لازم را در افکار عمومی نخواهند داشت. روابط عمومی با بهرهگیری از ابزارهای علمی مانند پایش افکار عمومی، تحلیل ذینفعان و مدیریت ارتباطات، میتواند اولویتهای واقعی جامعه پیرامونی را شناسایی کرده و جهتگیری برنامههای CSR را بهسوی نیازهای واقعی هدایت کند. این امر بهویژه در شرایطی که فضای اجتماعی و رسانهای تحت تأثیر وضعیت جنگی قرار گرفته و روابط عمومی باید با اتخاذ رویکردی حرفهای و طراحی برنامههای ارتباطی داخلی و تقویت حس تعلق سازمانی زمینه حفظ روحیه و افزایش مشارکت در دفاع مقدس و عبور موفق از وضعیت جنگی را فراهم آورد و شرکت را در تحقق مسئولیت اجتماعی خود یاری رساند، اهمیتی مضاعف دارد.
این در حالی است که مجتمع مس سرچشمه در انتخاب مدیر روابط عمومی تعلل کرده و این تعلل آن هم در حوزهای که باید پیشرو در مدیریت ارتباطات باشد، این شائبه را تقویت میکند که روابط عمومی هنوز در اولویتهای مدیریتی سازمان جایگاه شایسته خود را نیافته است و در شرایط پیچیده و پرچالش امروز، هرگونه خلأ در مدیریت ارتباطات میتواند به سرعت به بحرانهای گستردهتر منجر گردد.
انتخاب مدیر روابط عمومی آزمونی برای سنجش میزان پایبندی به عقلانیت مدیریتی، دانش تخصصی و درک اهمیت سرمایه اجتماعی در شرکت ملی صنایع مس ایران است که با عبور از سهمخواهی و اتکا به افرادی که علاوه بر دانش تخصصی در حوزه روابط عمومی، ارتباطات، با فرهنگ سازمانی، حساسیتهای محلی، ذینفعان کلیدی و اقتضائات صنعت مس نیز آشنایی دارند ، میتواند نقطه عطفی در تعریف نقش روابط عمومی و تقویت پیوند آن با مسئولیت اجتماعی باشد. در غیر این صورت، باید منتظر پیامدهایی بود که نهتنها در رسانهها، بلکه در عمق اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی سازمان خود را نشان خواهد داد.




